شیرین زبونی و شعر خوندن یسنا جونم
سلام قشنگترین بهونه ی من برای زندگی
یسنا جونم هر روز که میگذره تو شیرین زبونتر و بامزه تر میشی قربونت برم من.
شیری زبونی هات دل همه رو برده و همه میگن که خیلی دخمل مهربونی هستی.من از همه بیشتر به این
حرف ایمان دارم .
به محض اینکه ببینی یه نفر ناراحته زود میری سراغش و میگی" الهی گریه نکن و بغلش میکنی و میگی
عزیزم"
و اینقدر باهاش صحبت میکنی تا بخنده و باهات بازی کنه.
بقیه در ادامه مطلب.............
دیشب خاله میترا و حسین اومده بودن خونه باباجون و تو از دیدن حسین اینقدر خوشحال بودی که همش
میدویدی و ذوق میزدی.

بعد هم تا حسین مینشت میپردی روی پاش و با صدای بلند میخندیدی.و حسین میخواست فرار کنه که
میپریدی دست مینداختی گردنش و تا نتونه پا شه.امان از دست تو و شیطنت هات.اما من عاشق همین
شیطونی هاتم مامانی

راستی دخمل خوشمل من تازگیا شعرایی که واست میخونم رو یاد گرفتی و خودت با لحن شیرین و
بچه گانت میخونیشون.وای که وقتی میخونیشون قند تو دلم آب میشه.و همه کلی ذوق میکنن.






شعرایی که میخونی یه توپ دارم قلقیه و آهویی دارم خوشگله و تاب تاب عباسی هستن که کامل
میخونیشون و نیاز به کمک نداری وقتی میخونیشون


دوست دارم یه دنیا نفس ماماننننننننننننننننن



شیرین زبونی و شعر خوندن یسنا جونم
